السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
227
تفسير الميزان ( فارسي )
گفتيم اين آيات در مكه يعنى قبل از واجب شدن نمازهاى پنجگانه نازل شده باشد ، چون آيه اى كه مشتمل بر نمازهاى پنجگانه است آيه « أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ » « 1 » است . پس در حقيقت دو آيه مورد بحث نظير آيه « وَأَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَزُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ » « 2 » ، و آيه « وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِها وَمِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرافَ النَّهارِ » « 3 » است . بعضى « 4 » ها گفتهاند كه : كلمه « اصيل » به بعد از ظهر اطلاق مىشود ، در نتيجه شامل وقت نماز ظهر و عصر هر دو مىگردد . و اين سخن بدى نيست . * ( « وَسَبِّحْه لَيْلًا طَوِيلًا » ) * - يعنى در شب طولانى ، و توصيف « ليل » به « طويل » توضيحى است ، نه احترازى ، نمىخواهد بفرمايد در شبهاى كوتاه خدا را تسبيح مكن ، و منظور از تسبيح همان نماز شب است . احتمال هم دارد كه كلمه « طويل » صفت باشد براى مفعول مطلقى كه حذف شده ، و تقدير كلام « و سبحه فى الليل تسبيحا طويلا » باشد ، يعنى در شب خدا را تسبيح كن تسبيحى طولانى . * ( « إِنَّ هؤُلاءِ يُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَيَذَرُونَ وَراءَهُمْ يَوْماً ثَقِيلًا » ) * اين آيه علت امر و نهى قبل را بيان مىكند ، و اشاره با « هؤلاء » اشاره به جمعيت آثم و كفور است ، چون اين دو كلمه در سياق نهى بدون الف و لام آمده بودند ، و نكره در سياق نهى جمعيت و عموميت را مىرساند . و مراد از كلمه « عاجله » زندگى نقد دنيا است ، و اگر خود روز را روز ثقيل خوانده ، از باب استعاره است ، گويا شدت آن روز بار بسيار سنگينى است كه نمىتوان به دوشش كشيد ، و منظور از « يوم ثقيل » همان روز قيامت است . و اما اينكه چرا روز قيامت را وراء آثمين و كفار خواند ، با اينكه تحقق آن در پيش رو و آينده ايشان است ، يا به خاطر اين است كه كلمه « وراء » معناى احاطه را مىرساند و شامل همه جهات مىشود ، و يا به خاطر اين است كه هر چند قيامت در پيش روى آنان است ، ولى
--> ( 1 ) نماز را از اول خورشيد تا نهايت تاريكى شب بر پا دار و همچنين قرآن فجر ( نماز صبح ) را . سوره اسرى ، آيه 78 . ( 2 ) نماز را در دو طرف روز و اوائل شب بر پا دار . سوره هود ، آيه 114 . ( 3 ) و همچنين در اثناى شب و اطراف روز تسبيح و حمد پروردگارت را بجاى آر . سوره طه ، آيه 130 . ( 4 ) روح المعانى ، ج 29 ، ص 166 .